وقتی از جشنهای ایران باستان صحبت میکنیم، معمولا چند نام بیش از همه به ذهن میآید: نوروز، مهرگان، تیرگان و سده. این جشنها آنقدر در حافظه فرهنگی ایرانیان ریشه دواندهاند که گاهی تصور میکنیم تقویم ایران باستان نیز به همین چند مناسبت محدود بوده است.
اما واقعیت بسیار گستردهتر است. در سنتهای ایرانی، جشنهای متعددی برای آب، آتش، زمین، گیاهان، جانوران، کشاورزی، باران، درگذشتگان و حتی مناسبتهای محلی برگزار میشد. برخی از این جشنها در سراسر جامعه شناخته شده بودند و برخی دیگر تنها در یک منطقه، یک نیایشگاه یا میان گروهی خاص برگزار میشدند.
مری بویس، ایرانشناس برجسته در Encyclopaedia Iranica، توضیح میدهد که جشنهای زرتشتی به دو گروه اصلی تقسیم میشدند: هفت جشن واجب، یعنی نوروز و شش گاهنبار و مجموعهای از جشنهای دیگر که برگزاری آنها فضیلت محسوب میشد. در میان جشنهای کوچکتر نیز مناسبتهایی وجود داشت که به ایزدان محلی اختصاص داشتند. ابوریحان بیرونی درباره شمار این جشنهای محلی نوشته است که شمار آنها را نمیتوان بهآسانی تعیین کرد.
به همین دلیل، «جشن های فراموش شده ایران باستان» یک فهرست کوتاه و بسته نیست. برخی از این آیینها کاملا از میان رفتهاند، برخی در میان زرتشتیان ادامه پیدا کردهاند و برخی دیگر ممکن است در قالب جشنها و رسوم محلی، با نام و شکل تازه، به زندگی خود ادامه داده باشند. در این مقاله با تکیه بر منابع معتبر، جشنهای کمتر شناختهشده را معرفی میکنیم. با وبلاگ ایران کبیر همراه شوید.
جشن های فراموش شده ایران باستان در یک نگاه
در این بخش فهرست جشنها را آوردهایم تا یک دید کلی داشته باشید. در بخشهای بعدی هر یک را مفصل توضیح میدهیم.
| جشن یا آیین | زمان برگزاری | موضوع | وضعیت شواهد |
|---|---|---|---|
| خردادگان | ۶ خرداد در تقویم زرتشتی | آب و کمال | خوب |
| آبانگان | ۱۰ آبان | آبها | بسیار خوب |
| بهمنگان | ۲ بهمن | اندیشه نیک و جانوران | خوب |
| سپندارمذگان | ۵ اسفند | زمین و زنان | بسیار خوب |
| آذرگان | ۹ آذر | آتش | خوب |
| فروردینگان | پایان سال؛ در شکل کهن ده روز | درگذشتگان | بسیار خوب |
| همسپثمیدیه | پایان سال | فروهرها و پایان سال | بسیار قدیمی |
| گاهنبارها | شش مقطع سال | فصلها و آفرینش | بسیار خوب |
| آبریزگان | تاریخ منطقهای؛ نمونه اصفهان: انیرانِ بهمن | آب و باران | خوب |
| وَخشانگام | تاریخ دقیق نامشخص | رود اکسوس | مستند |
| جشن آتشهای مقدس | سالگرد هر آتش | آتش مقدس | مستند |
| جشنهای زیارتگاهها | وابسته به محل | زیارت و نیایش | مستند |
| آفرینگانها | مناسبتهای مختلف | نیایش و سپاس | مستند |
| سده | میانه زمستان | آتش و گرما | خوب |
| رپثوین | پیوند با چرخه تابستان و نوروز | گرما و رویش | مستند اسطورهای |
تقویم ایران باستان چگونه پر از جشن بود؟
یکی از نکات مهم برای فهم جشنهای ایران باستان، ساختار تقویم زرتشتی است. در این تقویم، هر یک از سی روز ماه نام مخصوص خود را داشت. دوازده ماه نیز هرکدام نام جداگانهای داشتند. هنگامی که نام روز با نام ماه مطابقت پیدا میکرد، آن روز میتوانست به یک جشن اختصاص پیدا کند.
برای نمونه، روز دوم هر ماه «بهمن» نام داشت و ماه یازدهم نیز بهمن نامیده میشد. بنابراین دومین روز ماه بهمن، یعنی «بهمنروز از ماه بهمن»، به جشن بهمنگان اختصاص پیدا میکرد. همین الگو درباره جشنهایی مانند آبانگان و سپندارمذگان نیز وجود داشت.
۱. خردادگان؛ جشن آب و کمال
خردادگان از آن جشنهایی است که در پس نامی ساده، تصویری عمیق از نگاه ایرانیان باستان به طبیعت و زندگی پنهان شده است. جشنی در پیوند با خرداد، مفهوم کمال و تمامیت، و عنصری که بدون آن هیچ زندگیای دوام نمیآورد: آب.

زمان برگزاری: روز ششم ماه خرداد در تقویم زرتشتی
موضوع جشن: آب، کمال، تمامیت و تندرستی
میزان شواهد تاریخی: خوب برای وجود جشن، محدود برای جزئیات آیین
خردادگان یکی از جشنهایی است که نام آن در منابع مربوط به تقویم زرتشتی ثبت شده، اما امروزه تقریبا از حافظه عمومی ایرانیان حذف شده است. نام «خرداد» از صورت اوستایی Haurvatāt گرفته شده و مفاهیمی مانند کمال، تمامیت و تندرستی را در بر دارد. خرداد در سنت زرتشتی با آب نیز ارتباط پیدا کرده است.
بیشتر بخوانید: جشن تیرگان
۲. آبانگان؛ جشنی برای سرچشمههای زندگی
در فرهنگ ایران باستان، آب تنها سرچشمه زندگی نبود؛ عنصری مقدس بود که پاکی، آبادانی و تداوم زندگی انسان به آن وابسته بود. آبانگان در چنین نگاهی شکل گرفت؛ جشنی برای گرامیداشت آبهایی که زندگی در سرزمین ایران به آنها پیوند خورده بود.

زمان برگزاری: روز دهم ماه آبان در تقویم زرتشتی
موضوع جشن: آبها و نیروی زندگیبخش آنها
میزان شواهد تاریخی: بسیار خوب
آبانگان یکی از روشنترین نمونههای جشنهای طبیعتمحور در فرهنگ ایران باستان است. ماه هشتم تقویم زرتشتی «آبان» نام داشت و روز دهم هر ماه نیز «آبان» نامیده میشد. بنابراین دهمین روز ماه آبان، به مناسبت همنامی روز و ماه، زمان برگزاری آبانگان بود.
ابوریحان بیرونی نیز از این جشن با نام آبانگان یاد کرده است. در سنت زرتشتی، «آبان» به آبها اختصاص داشت و با گذشت زمان، ستایش آبها با ایزدبانوی آناهیتا نیز پیوند پیدا کرد.
اهمیت آبانگان را باید در شرایط طبیعی ایران نیز دید. در سرزمینی که آب همواره یکی از مهمترین عوامل تعیینکننده زندگی، کشاورزی و آبادانی بوده است، احترام به آب تنها یک مفهوم مذهبی نبود؛ بلکه بخشی از فرهنگ زیست انسان ایرانی به شمار میرفت.
۳. بهمنگان؛ جشنی برای اندیشه نیک و جانوران
بهمنگان جشن پیوند میان اندیشه نیک و احترام به جهان زنده بود؛ آیینی که در آن یکی از مهمترین مفاهیم اخلاقی سنت زرتشتی با جایگاه جانوران گره میخورد. شاید همین پیوند باشد که این جشن فراموششده را برای امروز نیز قابلتأمل میکند.

زمان برگزاری: روز دوم ماه بهمن در تقویم زرتشتی
موضوع جشن: بهمن، اندیشه نیک و جهان جانوران
میزان شواهد تاریخی: خوب
در تقویم زرتشتی، روز دوم هر ماه «بهمن» و ماه یازدهم نیز بهمن بود. بنابراین دوم بهمن، روز جشن بهمنگان محسوب میشد. نام این جشن در منابع اسلامی به صورتهایی مانند «بهمنجنه» یا «بهمنجانا» نیز آمده است.
بهمن از مفهوم اوستایی Vohu Manah، به معنای «اندیشه نیک»، گرفته شده است و با جهان جانوران نیز ارتباط داشت. از این منظر، بهمنگان را میتوان آیینی دانست که رابطه انسان با موجودات زنده را در چارچوبی دینی و اخلاقی مورد توجه قرار میداد.
نکته جالب درباره بهمنگان، تداوم آن پس از ورود اسلام است. براساس تحقیقات انجام شده توسط ایرانیکا، این جشن تا دوره حمله مغول در میان طبقات مختلف مردم و حتی دربارها برگزار میشد؛ موضوعی که نشان میدهد برخی جشنهای تقویم زرتشتی مدتها پس از تغییرات دینی و سیاسی نیز در فرهنگ ایرانی باقی ماندند.
۴. اسفندگان یا سپندارمذگان؛ جشن زمین و زنان
در سپندارمذگان، زمین تنها خاک زیر پای انسان نبود؛ موجودی بخشنده و زندگیآفرین بود که باید حرمتش حفظ میشد. این جشن همچنین با زنان و کشاورزی پیوند داشت و تصویری از ارتباط میان زمین، باروری و زندگی اجتماعی ارائه میکرد.

زمان برگزاری: روز پنجم ماه اسفند در تقویم زرتشتی
موضوع جشن: زمین، زنان، کشاورزی و باروری
میزان شواهد تاریخی: بسیار خوب
سپندارمذ یا Spəntā Ārmaiti یکی از امشاسپندان در سنت زرتشتی بود و با زمین ارتباط داشت. پنجمین روز ماه به او اختصاص یافته بود و دوازدهمین ماه سال نیز نام سپندارمذ داشت؛ بنابراین پنجمین روز اسفند، روز جشن ویژه او بود.
این جشن با زنان و کشاورزان نیز ارتباط پیدا کرده بود. ابوریحان بیرونی از رسم هدیهدادن مردان به زنان در این روز سخن گفته است، اما تعبیر امروزی «روز عشق ایرانی» تمام ابعاد تاریخی سپندارمذگان را پوشش نمیدهد. محور اصلی جشن، سپندارمذ بهعنوان نگهبان زمین، باروری و پیوند انسان با خاک بود. بنابراین معنای تاریخی آن بسیار گستردهتر از برداشتی است که امروزه گاهی تنها بر عشق و روابط عاطفی تمرکز میکند.
آیین اسفندی در کاشان؛ یک ردپای محلی
یکی از جذابترین شواهد مربوط به تداوم احتمالی این سنت، آیین و جشن «اسفندی» در کاشان است. این جشن در آستانه ماه اسفند، بر اساس گاهشماری قدیمی جلالی، برگزار میشد و پژوهشهای مردمشناختی آن را به سنتهای باستانی مرتبط با سپندارمذ پیوند دادهاند. امروزه نیز این جشن در برخی مناطق و روستاهای کاشان برگزار میشود.

این نمونه نشان میدهد که یک آیین ممکن است نام و شکل رسمی خود را از دست بدهد، اما بخشی از آن در فرهنگ محلی باقی بماند. البته چنین ارتباطی را باید «تداوم احتمالی» دانست، نه اثبات قطعی ادامه یک جشن باستانی.
۵. آذرگان؛ جشن آتش و روشنایی
در جهانی که آتش هم روشنایی بود و هم نشانه پاکی، طبیعی بود که در تقویم زرتشتی روزی ویژه برای بزرگداشت آن وجود داشته باشد. آذرگان یکی از همین مناسبتهای کمترشناختهشده است؛ جشنی که در سایه شهرت سده، کمتر به یاد آورده میشود.
زمان برگزاری: روز نهم ماه آذر در تقویم زرتشتی
موضوع جشن: آتش، روشنایی و پاکی
میزان شواهد تاریخی: وجود جشن در سنت زرتشتی روشن است؛ جزئیات مراسم محدودتر است
روز نهم هر ماه «آذر» نام داشت و ماه نهم نیز آذر بود. بنابراین نهم آذر، به دلیل همنامی روز و ماه، زمان برگزاری جشن آذرگان بود. آذر در سنت زرتشتی با آتش و نیایشهای مرتبط با آن پیوند داشت.
امروز وقتی از جشنهای آتش سخن میگوییم، معمولا سده نخستین نامی است که به ذهن میرسد؛ در حالی که سنت ایرانی تنها یک مناسبت مرتبط با آتش نداشت. آذرگان بخشی از همین شبکه آیینی گستردهتر بود که امروزه به عنوان یکی از جشن های فراموش شده ایران باستان شناخته میشود.
جزئیات مراسم آن به اندازه برخی جشنهای مشهور روشن نیست، اما وجود آن در چارچوب تقویم زرتشتی نشان میدهد که بزرگداشت آتش در فرهنگ ایرانی تنها به یک روز خاص محدود نمیشده است.
۶. فروردینگان یا فروردیگان؛ جشن یاد درگذشتگان
در واپسین روزهای سال، زمانی که طبیعت خود را برای آغاز دوباره آماده میکرد، ایرانیان باستان یاد کسانی را زنده نگه میداشتند که دیگر در میان زندگان نبودند. فروردیگان جشنی بود که پایان سال را با خاطره، نیایش و بازگشت نمادین درگذشتگان به خانههایشان پیوند میداد.
زمان برگزاری: در شکل کهن، پنج روز پایانی اسفند و پنج روز افزوده پایان سال
موضوع جشن: فروهرها و یاد درگذشتگان
میزان شواهد تاریخی: بسیار خوب
فروردیگان در شکل سنتی خود ده روز ادامه داشت: پنج روز پایانی اسفند و پنج روز افزودهای که در پایان سال قرار میگرفت. این دوره به فروهرهای درگذشتگان اختصاص داشت.
بر اساس باور زرتشتی، فروهرهای نیکان در پایان سال به خانههای زندگان بازمیگشتند. خانوادهها برای آنان غذا و پیشکش آماده میکردند و با نیایش از حضورشان استقبال میکردند.
فروردیگان از نظر زمانی نیز اهمیت ویژهای داشت، زیرا درست در آستانه نوروز قرار میگرفت. به این ترتیب، پایان سال تنها زمان خداحافظی با سال گذشته نبود؛ فرصتی بود برای یادکرد از کسانی که بخشی از گذشته خانواده و جامعه را ساخته بودند.
بیشتر بخوانید: جشن نیلوفر
۷. همسپثمیدیه؛ جشن پایان سال در ایران باستان
درست در آستانه آغاز سالی تازه، آیینی کهن پایان چرخه سال را به یاد نیاکان و فروهرها پیوند میداد. همسپثمیدیه یکی از قدیمیترین نامهای باقیمانده از جشنهای ایرانی است؛ جشنی که ردپای آن حتی در متون اوستایی نیز دیده میشود.
زمان برگزاری: پایان سال، در ارتباط با آخرین روز اسفند در تقویم کهن
موضوع جشن: فروهرها، انسان و پایان چرخه سال
میزان شواهد تاریخی: بسیار قدیمی و دارای شاهد اوستایی
همسپثمیدیه یا Hamaspaθmaēdaya یکی از مهمترین جشنهایی است که برای شناخت تاریخ آیینهای پایان سال باید به آن توجه کرد. این جشن در پایان سال قرار داشت و با فروهرها و درگذشتگان ارتباط پیدا میکرد.
جشن همسپثمیدیه که امروزه از جشن های فراموش شده ایران باستان است؛ نام آن در متون اوستایی نیز آمده است و همین موضوع قدمت آن را بسیار مهم میکند. بر اساس یشت سیزدهم، فروهرهای نیکان در این زمان به خانههای زندگان میآمدند و برای آنان نیایش و پیشکش انجام میشد.
با تغییر ساختار تقویم و افزودهشدن پنج روز پایانی سال، شکل این آیین نیز تغییر کرد و در ادامه با فروردیگان پیوند یافت. از این رو، همسپثمیدیه را میتوان یکی از ریشههای بسیار کهن سنتهای پایان سال و یاد درگذشتگان دانست.
۸. گاهنبارها؛ شش جشن بزرگ برای فصلهای سال
گاهنبارها شاید یکی از بزرگترین بخشهای فراموششده تقویم ایران باستان باشند؛ شش ایستگاه آیینی در طول سال که تغییر فصل، کشاورزی، دامداری و آفرینش را به زندگی اجتماعی مردم پیوند میدادند. این جشنها فقط مناسبتهایی مذهبی نبودند؛ فرصتی برای گردهمایی، بخشش و تقسیم غذا نیز به شمار میرفتند.
زمان برگزاری: در شش مقطع مشخص از سال
موضوع جشن: فصلها، آفرینش، کشاورزی، دامداری و اجتماع
میزان شواهد تاریخی: بسیار قوی
شش گاهنبار عبارت بودند از میدیوزَرِم، میدیوشَم، پَتیشَهیه، ایاثریمه، میدیایری و همسپثمیدیه. نامهای اوستایی این جشنها نشان میدهد که با فصلهای سال، رویش گیاهان، برداشت محصول و بازگشت دامها ارتباط داشتهاند.
گاهنبارها بهتدریج به جشنهای مهم دینی تبدیل شدند و برگزاری آنها با گردهمایی و غذا دادن به مردم همراه بود. مشارکت اجتماعی و کمک به نیازمندان نیز بخشی از اهمیت این جشنها بود. به همین دلیل، گاهنبارها را میتوان نمونهای روشن از پیوند میان آیین، طبیعت و زندگی اجتماعی در ایران باستان دانست.
۹. آبریزگان؛ جشن باران و پایان خشکسالی
در سرزمینی که خشکسالی میتوانست زندگی یک جامعه را دگرگون کند، باران تنها یک پدیده طبیعی نبود؛ نعمتی بود که بازگشتش میتوانست شایسته جشن و شکرگزاری باشد. آبریزگان بخشی از همین فرهنگ احترام به آب و سپاس از بارندگی بود.
زمان برگزاری: تاریخ آن یکسان نبود؛ بیرونی برای اصفهان «روز انیران از ماه بهمن» را ثبت کرده است
موضوع جشن: آب، باران و سپاسگزاری
میزان شواهد تاریخی: خوب، اما با تفاوت منطقهای
«آبریزگان» در منابع برای جشنهایی مرتبط با آب به کار رفته است و در برخی موارد با تیرگان و احتمالا جشنهای مرتبط با خرداد پیوند داشته است. اما روایت دیگری از این جشن به یک خشکسالی بزرگ در دوره ساسانی مربوط میشود.
ابوریحان بیرونی روایت میکند که در دوره پادشاهی پیروز، پس از خشکسالی شدید، بارندگی فراوانی آغاز شد و این رخداد زمینه برگزاری جشنهای شکرگزاری را فراهم کرد.
برای اصفهان، بیرونی تاریخ «روز انیران از ماه بهمن» را ذکر میکند. همین تفاوت نشان میدهد که آبریزگان لزوماً یک جشن سراسری با تاریخ ثابت نبوده و میتوانسته در مناطق مختلف شکل و زمان متفاوتی داشته باشد.
۱۰. جشن وَخشانگام؛ جشن رود اکسوس
در گوشههای شرقی جهان ایرانی، رودها فقط مسیرهای آب نبودند؛ سرچشمه زندگی و گاه موضوع آیینهای مقدس بودند. وَخشانگام، جشن فراموششده خوارزم، یادگاری از همین جهان فرهنگی است که امروز اطلاعات بسیار کمی از آن در دست داریم.
زمان برگزاری: تاریخ دقیق در منابع موجود مشخص نیست
محل برگزاری: خوارزم
موضوع جشن: وَخش و رود اکسوس
میزان شواهد تاریخی: وجود جشن مستند؛ تاریخ دقیق نامشخص
ابوریحان بیرونی از جشن وَخشانگام در خوارزم یاد کرده است. این جشن با «وخش»، نیروی مقدس یا ایزد مرتبط با رود اکسوس، یعنی آمودریای امروزی، ارتباط داشت. اهمیت این جشن تنها در نام آن نیست؛ بلکه نشان میدهد جهان جشنهای ایرانی بسیار گستردهتر از محدوده جغرافیایی ایران امروز بوده است. خوارزم و دیگر نواحی آسیای مرکزی نیز بخشی از جهان فرهنگی ایران بودند و آیینهای ویژه خود را داشتند.
۱۱. جشنهای سالانه آتشهای مقدس
هر آتش مقدس برای جامعهای که از آن نگهداری میکرد، تنها یک شعله نبود؛ بخشی از هویت معنوی آن جامعه بود. به همین دلیل، برخی آتشهای مقدس میتوانستند سالگرد و آیین ویژه خود را داشته باشند؛ جشنهایی که تاریخشان به یک تقویم محلی وابسته بود.
زمان برگزاری: تاریخ ثابت عمومی نداشت و به هر آتش مقدس وابسته بود
موضوع جشن: آتش مقدس و سالروز برپایی آن
میزان شواهد تاریخی: خوب
منابع ایرانشناسی از برگزاری جشنهای سالانه برای آتشهای مقدس و سالروز قرارگرفتن آنها در جایگاه آیینی خود یاد میکنند. بنابراین همه جشنهای آتش را نمیتوان در یک تاریخ واحد جای داد.
این مناسبتها نمونهای از جشنهای محلی و مذهبی بودند که در کنار جشنهای عمومی تقویم زرتشتی برگزار میشدند. اهمیت آنها در شناخت تنوع آیینی ایران باستان است؛ زیرا نشان میدهد مفهوم جشن، تنها به مناسبتهایی محدود نبود که همه مردم یک سرزمین در یک روز مشخص برگزار کنند.
۱۲. جشنهای زیارتگاههای محلی
بعضی جشنها به یک تاریخ مشخص در تقویم وابسته نبودند؛ مکان بود که زمان و شکل آیین را تعیین میکرد. زیارتگاههای مقدس میتوانستند در زمان خاصی از سال میزبان نیایش، گردهمایی و جشن باشند و همین آیینهای محلی، بخش مهمی از فرهنگ ایرانی را شکل میدادند.
زمان برگزاری: وابسته به هر زیارتگاه و سنت محلی
موضوع جشن: زیارت، نیایش و گردهمایی
میزان شواهد تاریخی: وجود سنت مستند؛ تاریخها متفاوت
منابع ایرانشناسی به برگزاری جشنهای سالانه در زیارتگاههای مختلف اشاره کردهاند. این جشنها میتوانستند علاوه بر جنبه مذهبی، کارکرد اجتماعی نیز داشته باشند و مردم مناطق مختلف را در یک مکان گرد هم آورند.
برخی از این سنتها در طول زمان تغییر کردهاند و حتی ممکن است نام یا معنای اولیه خود را از دست داده باشند. با این حال، همین تداوم محلی نشان میدهد که فرهنگ جشن در ایران تنها به تقویم رسمی محدود نبوده است.
۱۳. آفرینگان؛ آیینهای نیایش و سپاس
همه جشنهای ایران باستان برای شادی و پایکوبی نبودند. برخی مناسبتها بیشتر رنگ نیایش، سپاسگزاری و یادکرد داشتند و آفرینگانها نمونهای از همین بخش کمتر دیدهشده فرهنگ آیینی ایران هستند.
زمان برگزاری: در مناسبتها و روزهای مشخص تقویم زرتشتی، بسته به نوع آفرینگان
موضوع: نیایش، ستایش و سپاسگزاری
میزان شواهد تاریخی: مستند در متون زرتشتی
«آفرینگان» نام یک جشن واحد نیست، بلکه به مجموعهای از مراسم نیایشی در سنت زرتشتی اشاره دارد. برخی از این آیینها در کنار جشنها و مناسبتهای تقویمی برگزار میشدند و در آنها نیایشهای ویژه خوانده میشد.
شناخت آفرینگانها کمک میکند تصور دقیقتری از مفهوم جشن در فرهنگ ایران باستان داشته باشیم. جشن میتوانست همزمان با شادی، نیایش، یاد درگذشتگان، سپاسگزاری و گردهمایی مذهبی همراه باشد.
۱۴. سده؛ جشن مشهوری که هنوز رازهای تاریخی دارد
سده هنوز در حافظه فرهنگی ایرانیان زنده است، اما حتی درباره جشن شناختهشدهای مانند سده نیز همهچیز روشن نیست. پشت شعلههای آتش در میانه زمستان، لایههایی از باورهای مربوط به گرما، طبیعت و بازگشت زندگی پنهان شده که پژوهشگران همچنان درباره آنها بحث میکنند.
زمان برگزاری: روز دهم ماه بهمن، حدود چهل روز پس از انقلاب زمستانی
موضوع جشن: آتش، گرما و میانه زمستان
میزان شواهد تاریخی: خوب؛ درباره خاستگاه دقیق جشن دیدگاههای متفاوت وجود دارد
سده یکی از مهمترین جشنهای زمستانی ایران است و با افروختن آتش شناخته میشود. منابع ایرانشناسی تاریخ آن را حدود دهم بهمن و چهل روز پس از انقلاب زمستانی قرار میدهند.
درباره ریشه دقیق این جشن دیدگاههای مختلفی وجود دارد. یکی از تفسیرهای مطرحشده، آن را با رپثوین و بازگشت گرما به زمین مرتبط میداند. در این نگاه، آتش سده میتوانسته نمادی از مقابله با سرمای زمستان و کمک به حفظ گرما و زندگی گیاهان باشد.
با وجود تفاوت دیدگاهها درباره خاستگاه، شواهد تاریخی نشان میدهد که سده در دورههای مختلف تاریخی ایران برگزار شده و سنت افروختن آتش آن تا دوره معاصر نیز در برخی جوامع ادامه یافته است.
۱۵. رپثوین؛ بازگشت گرمای زندگی
در جهانبینی ایرانی، زمستان فقط فصل سرما نبود؛ دورهای بود که نیروی گرما و زندگی به زیر زمین عقب مینشست. رپثوین در همین تصویر اسطورهای جای میگیرد؛ نیرویی که با گرمای نیمروز و فصل گرم پیوند داشت و بازگشتش نشانه بازگشت زندگی بود.
زمان آیینی: بازگشت رپثوین با نوروز
موضوع: گرما، رشد گیاهان و بازگشت زندگی
میزان شواهد تاریخی: مستند در منابع زرتشتی؛ جشن مستقل با این نام قطعی نیست
رپثوین در سنت زرتشتی با گرمای نیمروز و فصل گرم ارتباط داشت. بر اساس این باورها، او در هفت ماه گرم سال حضور داشت و در فصل سرد به زیر زمین میرفت. در این دوره، گرمای رپثوین به ریشه گیاهان و آبهای زیرزمینی نسبت داده میشد و با رسیدن نوروز، دوباره به جهان روی زمین بازمیگشت.
بنابراین رپثوین را بهتر است یک مفهوم آیینی و اسطورهای مهم در تقویم ایرانی بدانیم، نه جشن مستقلی که تاریخ مشخصی داشته باشد. ارتباط احتمالی آن با سده نیز یکی از جذابترین تفسیرهای پژوهشی درباره این جشن است.
۱۷. جشنهای محلی سغد و خوارزم؛ بخش فراموششده جهان ایرانی
بخشی از جشنهای ایران باستان در سرزمینهایی برگزار میشد که امروز بیرون از مرزهای ایران قرار دارند. سغد و خوارزم، با فرهنگ ایرانیِ غنی خود، آیینهایی داشتند که بسیاری از آنها تنها در گزارشهای تاریخی باقی ماندهاند.
زمان برگزاری: بسته به جشن و منطقه متفاوت
محل: سغد، خوارزم و دیگر نواحی ایرانی آسیای مرکزی
موضوع: طبیعت، آب، فصلها، ایزدان محلی و زندگی اجتماعی
میزان شواهد تاریخی: متفاوت
ابوریحان بیرونی از جشنهای خوارزم و دیگر نواحی شرقی جهان ایرانی گزارشهایی ارائه کرده است و منابع ایرانشناسی نیز به وجود جشنهای محلی در این مناطق اشاره دارند. این جشنها اهمیت زیادی برای شناخت گستره واقعی فرهنگ ایرانی دارند. آنها نشان میدهند که سنتهای ایرانی در یک محدوده سیاسی ثابت تعریف نمیشدند و در طول تاریخ، از فلات ایران تا آسیای مرکزی، شکلهای متنوعی پیدا کرده بودند.
بخش بزرگی از این آیینها به دلیل کمبود منابع مکتوب، تغییرات دینی و اجتماعی و از میان رفتن سنتهای محلی بهتدریج فراموش شدهاند. آنچه امروز از آنها باقی مانده، گاهی تنها نام یک جشن یا اشارهای کوتاه در یک متن تاریخی است.
نکات مهم درباره جشن های فراموش شده ایران باستان
اگر بخواهیم تمام این جشنها را در یک تصویر بزرگتر ببینیم، یک ویژگی مشترک میان بسیاری از آنها دیده میشود:
- زندگی انسان از طبیعت جدا نبود.
- آب جشن داشت.
- آتش جشن داشت.
- زمین جشن داشت.
- گیاهان و جانوران در نظام آیینی جایگاه داشتند.
- فصلها در تقویم معنا پیدا میکردند.
- کشاورزی و دامداری با مناسبتهای مذهبی پیوند میخوردند.
- حتی درگذشتگان نیز بخشی از چرخه سال بودند.
- گاهنبارها، برای نمونه، تنها مراسمی مذهبی نبودند؛ مردم را گرد هم میآوردند، غذا میان آنها تقسیم میشد و فرصتی برای بخشش و کمک به نیازمندان فراهم میکردند.
- فروردیگان نیز نشان میدهد که در فرهنگ زرتشتی، آغاز سال نو میتوانست درست در کنار یاد درگذشتگان قرار گیرد. زندگی جدید از دل فراموش نکردن گذشته آغاز میشد.
چرا این جشنها فراموش شدند؟
فراموش شدن این جشنها را نمیتوان به یک علت نسبت داد. تغییرات مذهبی و اجتماعی، دگرگونی ساختار تقویم، از میان رفتن برخی نهادهای زرتشتی، تغییر زبان و فرهنگ عمومی و محدود شدن بعضی آیینها به جوامع کوچکتر، همگی در این روند نقش داشتند.
از طرف دیگر، همه جشنها از ابتدا نیز در یک سطح اهمیت قرار نداشتند. در سنت زرتشتی، نوروز و شش گاهنبار جایگاه ویژهای داشتند و جزو جشنهای واجب محسوب میشدند. در کنار آنها، جشنهای بزرگ و کوچک دیگری وجود داشت که برگزاریشان ارزشمند بود، اما الزام یکسانی نداشت.
برخی جشنها نیز کاملا محلی بودند. ابوریحان بیرونی در توصیف همین جشنهای کوچک محلی میگوید تعدادشان آنقدر زیاد بوده که شمارش آنها دشوار است. بنابراین عجیب نیست که بسیاری از آنها در گذر زمان از حافظه عمومی کنار رفته باشند.
جمعبندی؛ میراثی که هنوز کاملا خاموش نشده است
شاید «فراموششده» درباره همه این جشنها واژه کاملا دقیقی نباشد.
- برخیها واقعا از میان رفتهاند.
- برخیها هنوز در میان زرتشتیان برگزار میشوند.
- برخیها مانند اسفندی کاشان در قالب سنتهای محلی به حیات خود ادامه دادهاند.
- برخیها نیز مانند وَخشانگام تنها در صفحات آثار دانشمندانی مانند ابوریحان بیرونی باقی ماندهاند.
این تفاوتها اهمیت زیادی دارند. تاریخ فرهنگی یک ملت همیشه داستان چیزهایی نیست که یا زندهاند یا مرده؛ گاهی یک آیین نام خود را از دست میدهد اما بخشی از آن در یک رسم محلی باقی میماند. گاهی یک جشن مذهبی به یک گردهمایی اجتماعی تبدیل میشود و گاهی تنها نام آن در یک متن تاریخی باقی میماند.
جشن های فراموش شده ایران باستان نیز دقیقا چنین سرگذشتی دارند. آنها تنها چند مناسبت قدیمی در یک تقویم نیستند؛ هرکدام پنجرهای هستند به جهانی که در آن انسان، آب، خاک، آتش، گیاه، حیوان، خانواده، جامعه و حتی درگذشتگان، بخشهایی از یک نظم بزرگتر به شمار میرفتند.
و شاید به همین دلیل باشد که بازشناسی این جشنها اهمیت دارد: نه برای ساختن گذشتهای افسانهای، بلکه برای شناختن بخشی از تاریخ واقعی فرهنگی ایران؛ تاریخی که بعضی از فصلهایش هنوز خوانده نشدهاند.
تمام اطلاعات این مقاله توسط تیم تحریریه ایران کبیر (grand persia) بر پایه منابع معتبر تاریخی، ایرانشناسی و پژوهشهای دانشگاهی تدوین شده است. منابع اصلی مورد استفاده شامل Encyclopaedia Iranica، پژوهشهای تخصصی منتشرشده در نشریات علمی حوزه مطالعات ایران و گزارشهای تاریخی ابوریحان بیرونی، بهویژه آثارالباقیه عن القرون الخالیه، است. در مواردی که درباره یک جشن یا آیین، شواهد تاریخی کامل و قطعی در دسترس نبوده است، از نسبت دادن اطلاعات احتمالی بهعنوان واقعیت تاریخی خودداری شده و میان شواهد مستند، روایتهای تاریخی و تداوم احتمالی آیینها تمایز گذاشته شده است.